پرواز



   دوست مسنی دارم که سالهای سال بود سیگار می‌کشید. چندین بار برای ترک اقدام کرده بوده اما زمان زیادی نتوانسته بوده طاقت بیاورد و دوباره رو به سیگار آورده بود. تا اینکه اخیراً دکتر به او گفته وضع ریه و سینه‌ات طوری شده که اگر به سیگار کشیدن ادامه بدهی، مدت زیادی زنده نخواهی بود. 

   علاوه بر این، ایشان مدت زیادی از جوانی‌اش را در یکی از کشورهای اروپا زندگی کرده و به آن سرزمین خیلی علاقه دارد و همیشه حرف از سفر و برگشت به آنجا را می‌زند.‌‌ همان دکترش به او گفته که ادامهٔ سیگار کشیدنت باعث می‌شود قلبت هم آسیب ببیند و لذا اجازه نخواهی داشت هواپیما سوار شوی و پرواز کنی. این موضوع حتی بیشتر از خطر مرگ برایش اهمیت دارد. بهمین خاطر خیلی زود سیگار را قطع و ترک کرد. 

   تا وقتی ما شخصاً به این درک نرسیم که افکار بیهوده چه رنجی و عواقبی برای زندگی و روان سالم ما دارند، به همین بازی بازی کردن ادامه می‌دهیم. اما وقتی خطر را از نزدیک ببینیم و متوجه شویم چطور این یاوه‌افکار مانع پرواز و سبکی درونمان می‌شوند، در ترک کردن آن‌ها لحظه‌ای درنگ نمی‌کنیم. 

   اگر ترکش نمی‌کنیم، برای این است که درکمان در سطح دانستن و شنیدن و یاد گرفتن است، نه حس و بینش شخصی.


یتیم




.: دانلود مستقیم فایل صوتی :.

   از دست این بازی‌های خنک اجتماع که برای حفظ نظام شخصیت، بدون توجه به اینکه آیا واقعاً معنویت و اخلاق ذاتی و اصیل در درون فرد و افراد جریان دارد، فقط سعی در حفظ ظاهر و پوسته دارند و از خالی بودن درونش بی‌خبرند، جداً هم باید خندید. چه حال و روزی!

    فایل صوتی فوق قسمتی است از پرسش‌پاسخ شماره ٢٣ سایت محمدجعفر مصفا که طی همین ده دوازده روز آینده، گوش شیطان کر، بطور کامل بروی سایت ایشان منتشر خواهد شد.


عرس

لتعارفوا



   در قرآن آیه‌ای هست به این ترجمه: «اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمند‌ترین شما نزد خدا پرهیزگار‌ترین شماست. بى‌تردید، خداوند داناى آگاه است.» مدت‌ها بود روی این موضوع فکر می‌کردم که این کلمهٔ «لتعارفوا» در این آیه چه معنی‌ئی دارد. اینکه انسان‌ها دارای فرهنگ‌های متفاوت هستند، چطور می‌تواند به شناختشان از همدیگر کمک کند؟ (اینطور که آیه می‌گوید.) در حقیقت، اینطور بنظر می‌رسد که تفاوت فرهنگی باید شناخت همدیگر را سخت‌تر کند. یعنی اگر مثلاً دو نفر همزبان و هم‌فرهنگ نباشند، قاعدتاً باید حداقل براحتی همدیگر را درک نکنند. متوجه تناقض (ظاهری) هستی؟ 

لفظ



"داود جان سلام، 

    رفته بودم این ویکند ساراگوزا، داشتم قدمی‌ می‌زدم، زیر بارون بسیار ملایم، در پارکی‌ کنار رودخانه Ebro که یک مجسمه بسیار بزرگ دیدم، ساخته شده از حروف سفید، که به نظر می‌رسید یک انسان نشسته رو به روی رودخانه در حال تامل و در نزدیکی آن محیط هم یک ساختمان بزرگ چند طبقه به شکل یک قطره آب دیده می‌شود.