اصفهانیه ۹۴



ای آشنای شاهان، در پردهٔ سپاهان
بنواز جان ما را از راه آشنایی

   باطلاع می‌رساند از اواسط فروردین سال آتی(سال نو مبارک!) تا حدود اواخر تابستان، جلسات خودشناسی با استفاده از شرح و تفسیر داستانهای مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین خان بلخی را در اصفهان قرار است برگزار کنیم. 

   چند نکته دربارهٔ این دوره:

از گروه خودشناسی همراه



   بخش جدیدی را برای سایت راه انداخته‌ایم با عنوان «گروهیات». این بخش از این به بعد، مانند بخش پادکست‌ها و مینیمال‌ها، از ستون سمت راست کنار صفحه قابل دسترسی‌ست.

   اما اینکه این بخش چه محتوایی را شامل می‌شود را در صفحه‌اش می‌توانید بخوانید:



بی‌حوصله‌گی زنانه



   یکی از سوال‌های بسیار رایج و شایع خانم‌هایی که در مباحث خودشناسی هستند، در رابطه با خلقیات خانم‌ها نسبت به همسر یا همدم‌شان است. دوستان زیادی می‌پرسند که «آیا بدخلقی‌هایی که ما نسبت به همسر و همدم‌مان داریم فقط مربوط به نفس و هویت است یا دلیل دیگری هم دارد؟». «آیا باید خودم را شایستهٔ ملامت و سرزنش بدانم یا نه؟»

   از طرفی دیگر، آقایان هم تمام بدخلقی‌های همسر و همدم‌شان را به گرفتار نفس بودن آنها نسبت می‌دهند.

جلسه شرح مثنوی و کنسرت اصفهان



سلام به دوستان،

   عصر روز سه‌شنبه همین هفته(فردا) در اصفهان تک‌جلسهٔ شرح مثنوی معنوی مولانا برقرار است. دو داستان از مثنوی خوانده می‌شود و به شرح و بحث گذاشته می‌شود.

   بعد از جلسهٔ شرح مثنوی، به کنسرتی با اشعار عرفانی می‌رویم.

   دوستانی که تمایل به شرکت در این برنامه دارند، به آدرس Masnawi@Gmail.com ایمیل دهند.

   برای جلسهٔ شرح مثنوی محدودیت فضا داریم. لذا اولویت با کسانی‌ست که زودتر ثبت‌نام کنند.

اطلاعات کنسرت اصفهان:

نبیل یوسف شریداوی: دف
جاوید ابراهیم پور: نی
سید محمدجعفر قاضی‌عسگر: تمبک، ضرب باستانی
شایان ریاحی: کوبه‌ای
 داود آزاد: تار، تنبور، عود و آواز
خرید و رزرو بلیط:


تعارف



   یکی از بحث‌‌های اخیری که در گروه خودشناسی مطرح شد، موضوع «تعارف از دیدگاه خودشناسی» است. در جریان این پدیدهٔ فرهنگی خاص، دو طرف وجود دارند. یکی تعارف‌کننده، و دیگری تعارف‌شونده. هر دوی این اطراف(جمع طرف است!) درگیر «خود»ند.

   من که به تو پیشنهاد خوردن غذایم را می‌دهم - در حالیکه قلباً مایل نیستم غدای مرا بخوری(یا مردد هستم) - ، در حقیقت در بند قضاوت تو هستم که نسبت به من چه فکر می‌کنی. یعنی نگران «هستی» و هویتی که می‌پندارم دارم. آیا بر اساس نُرم و روال جامعه رفتار کرده‌ام؟ و آدم «خوبی» و اجتماعی‌ئی «هستم»؟ شخصیت قابل پسندی به تو را ارائه می‌دهم؟ «با ادب» و «با نزاکت» و «ملاحظه‌گر» و «مهربان» هستم؟