بابا آب داد



   "نه در برابر چشمی نه غایب از نظری
   نه یاد می‌کنی از ما نه می‌روی از یاد"

   روی شانه‌های این مرد بزرگ شدم. دوران کودکی و نوجوانی‌ام پر است از سفرهایی که در کنارش مرا به اقتضای شغلی که داشت به شهرهای ایران می‌برد. گنجینه‌ای از تجربیات ارزشمند زندگی‌اش را ذره ذره هدیه‌ام کرد و دنیا دنیا از او و سفرهایی که با او بودم آموختم.

   تا یک هفته پیش هر روز زنگ می‌زد و برای رفتنم به ایران مهره‌های چرتکه‌اش را کمتر می‌کرد. این مهره‌ها به صفر نرسید.

   امروز او را از دست دادم.


 

‏۵۲ نظر:

morteza deyanatdar گفت...

با سلام و عرض ادب و احترام و عرض تسلیت به جناب پانویس عزیز

انا لله وانا الیه راحعون
برای شادی روح این پدر بزرگوار الفاتحه مع الصلوات

لطفا بنده را در غم از دست دادن پدرتان شریک بدانید وامیدوارم که بقای عمر شما و والده مکرمه باشد.
خداوند انشاءالله به شما صبر عطا کند.

مرتضی دیانت دار

امین گفت...

پانویس جان تسلیت می گویم خدا رحمت شان کند و روانشان شاد.

morteza deyanatdar گفت...

با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضي ميگه:
این هم وصف حال جناب پانویس از زبان محتشم

محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۸۰
ز اشک سرخ برای نزول جانانی
شدست خانهٔ چشمم نقش ایوانی
مباش این همه ای گنج حسن در دل خاک
بیا که هست مرا نیز کنج ویرانی
به لاله زار دل داغدار من بگذر
که دهر یاد ندارد چنین گلستانی
چه شد که گر از بی‌تکلفی یک بار
شود مقام گدا تکیه‌گاه سلطانی
به نیم جان که دلم راست شاه من چه عجب
گر انفعال کشد پیش چون تو مهمانی
به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل
که سازیش تو معطر به گرد دامانی
درآ ز در ای جان که محتشم بی‌توست
مثال صورت دیوار و جسم بی‌جانی

با عرض تسلیت مجدد دیانت دار

رها گفت...

تسلیت میگم.

مصطفی گفت...

دوست عزیزم
می دانم که چه سخت است که تو نباشی و او برود! او رفت چون باید می رفت. و تو می مانی تا غم را بگذرانی و دوباره به شادی برسی.
از صمیم قلب بهت تسلیت می گویم رفیق

پرما گفت...

تسلیت عرض می کنم جناب پانویس
این یعنی همان درد و رنج، و بخصوص وقتی این درد و رنج بیشتر هست که آدم فرسنگها از عزیزش دور است....این اتفاق در سال 2009 برای من هم افتاد، پدرم بصورت ناگهانی فوت کردند، و غم خداحافظی نکردن در دلم باقی ماند...
امیدوارم خداوند بهتون صبر دهد که بتوانید این مرحله از زندگیتان را پشت سر بگذارید... پدر حالا آزاد هستند خودشان می توانند به شما سر بزنند...روحشان شاد

ناشناس گفت...

تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود
باقر

نیما گفت...

داوود جان من از این عکس باسه نوشتن یادگاری باسه باباجی تو فیسبوک استفاده کرم

tabkom گفت...

سلام پانویس عزیز
قبل از هر چیز تسلیت مرا بپذیرید .


از خداوند عزیز و مهربان،
خواهم‌ات آرامش و آرامِ جان .

گر به جان‌ات دسترس بودی مرا،
داغ و درد‌ت می‌گرفتم من به جان .


همدلی وقتی ریشه‌های نَسَبی هم داشته باشه، به شکلی زیبا در هم تنیده و پُر شاخ و برگ میشه.
مثل یک درخت تنومند و کهنسال که یک نیلوفر نو پا شروع میکنه از اون بالا میره ......و هر دو همدیگر رو در آغوش میکشند،.................. من به شما ایمان دارم که الان دیگه میتونید روی پای خودتون بمونید .
اما هر چه باشه، این فراق میتواند ساختار حیات روحی معنوی آدمی را دچار تکانه‌های شدیدی کنه، چقدر متاسفم که درین شرایط کاری از دست من برنمی‌آید.......
امیدوارم خداوند شما را به یاد گرمی و صفای دل ایشان، .... قوت دل بدهد تا ازین گردنه با صبر و آرامش عبور کنید .......................

shabdiz گفت...

روحش شاد و یادش گرام.

عطا گفت...

تو فرهنگ ما می گویند برای شادی روحش فاتحه بفرستید، ظاهراَ تو فرهنگ غرب می گن برای شادی روحش یک دقیقه سکوت کنید. حالا می دونم که هر دوتاش یک معنی داره. سکوت به معنی واقعی همون نیایش و دعاست... درون که ساکت شد می فهمیم که با مرگ فاصله ای نداریم.... همین

امين-2 گفت...

هر مرگ اشارتي است بر تولدي ديگر

حسن گفت...

" گردن نهادن "


عشق گردن تو را می خواد .

با این تکان تکان خوردنها مگه میشه گردن گذاشت !


تکان نخور .

هادی گفت...

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش
گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
.
.
.
مبارکش باشه

000 گفت...

وای ... متاسفم

شاگرد شما! گفت...

: اشششششششششششششششک
غم شما رو درک میکنم

سوگند گفت...

تسلیت می گویم.
در چشمانم اشک حلقه زد.
غمتان را می فهمم.
خداوند رحمتشان کند.

گلبرگ گفت...

آآآآه متأسفم...هیچ چیزی جز این نمیتونم بگم جناب پانویس...
در چنین مواقعی به قول داریوش تا قیامت دل ادم گریه میخاد...

قطره گفت...

پانویس عزیز ، قلب مهربون اون بزرگوار پدر رو می بوسم ....
روحشان شاد ...
سکوت ...

AbrahimMaleky گفت...

با سلام و درود فراوان

درگذشت پدر بزرگ گرامي تان را به شما و خانواده محترم شما تسليت مي گويم و براي آن مرحوم علو درجات را از درگاه باريتعالي خواستارم.
خداوند آن مرحوم را قرين رحمت خويش نمايد.
فاتحه اي نثار روح بزرگ او مي كنيم.

شهبانو ! گفت...

دستي در خواب گلي چيد !
او كه نگاه به بيكران داشت از اين دنياي پرماتم كوچ كرد دنيا چيزي نداشت كه او را نگهدارد ! همانطور كه تو كوچيدي و ايران چيزي نداشت كه تو را ...
وقتي رفتي او خوشحال شد كه به خواسته ات رسيدي پس توهم ...
روحش شاد و قرين رحمت باد !

ن گفت...

سلام

پسر کز ندارد نشان از پدر که بیگانگانش نخوانند پسر .

ادامه سفرش مبارک .

حسین گفت...

خداوند روح حاجی را قرین رحمت خویش گرداند. آخرین خاطره دیدار من با او:
در میانه خیابان مرا صدا زد, تا به او رسیدم بلند سلام کردم, یک سیلی محکم نثارم کرد, کل خیابان میخ ما شده بود. "پسر احمدی؟" بله حسینم. "تو چی می خونی؟ پول هم توش هست؟" گفتم با نوه ات هم درسم و پول چندانی هم عاید نمی شود. "شما دو تا عقل ندارید. حالا می خوای آخوند بشی؟" تقریبا هر بار که مرا می بیند همین را میگوید. کمی هم بحث سیاسی کردیم و نظراتمان در توافق بود, سپس از پدرم ذکر خیری کرد و مرا به مهربانی با مادرم فرا خواند. در این میان قطره اشکی هم گوشه چشمانش جاری شد. مرا بوسید و خداحافظی کردیم.

پانویس گفت...

از تک تک دوستان ممنونم.

حدیث گفت...

روحش قرین رحمت خداوند باد.

یگانه گفت...

جناب پانویس از صمیم قلب بهتون تسلیت می گم و امیدوارم صبورانه با چالش های زندگی کنار بیایید هر چند که می دونم خیلی سخته .
خوشا به حال ایشان که چنین یادگاری به جا گذاشته اند ما به وجود شما افتخار می کنیم . روحشان شاد.

سان شان گفت...

واي روحشان شاد آقاي پانويس . درست يكروز از سفرتان گذشته بود كه خواب ديدم برادرتان را از دست داده ايد شايد به اين دليل كه درحقتان هم برادري و هم پدري كرده بودند

رضا گفت...

رفته گر چه نکند شاد دل منتظران را. ماندن واجد علت چو بماندش عجیب است
خدا رحمتش کنه

شهره گفت...

لحظاتی فکر کردم چه بنویسم که تسلی خاطری برای شما باشد دیدم خود شما استاد همه حرف های قشنگ و تسلی ها هستید.روحش در رحمت خداوند که فرزندی چون شما به جامعه تحویل داده است .تسلیت عرض می کنم

سعید گفت...

بابا آب داد...
وقت نوشتن نیست
دو دست را بلند کن
دست بابا به آب می رسد
پایت برای نوشتن کافی است

ایکیا گفت...

خدا بیامرزدش
راهی که همه ما خواهیم رفت...

میلاد گفت...

درود بر شما جناب پانویس بزرگوار

این شبیه خون بلا باز چه بود ای ساقی ....

خدایش رحمت کند و بر بازماندگان صبر عنایت فرماید

همه یاران هم آواز پراکنده شدند وای از این باد بلاخیز که زد بر چمنم

مريم گفت...

آدم هر قدر هم به حقيقت مرگ آگاه باشه ولي باز هم سخته!
امتحان بزرگيه!!! بارها به اين فكر مي كنم كه "اگر چنين اتفاقي بيفته چه عكس الملي نشان خواهم داد؟" ، " به كفر گفتن مي افتم؟!" يا "به عنوان يك نعمت خاص كه به آن عزيز داده شده باشه براش خوشحال مي شم؟"
اينجا ميدان امتحان بزرگيه!!!
معلوم ميشه آموخته ها چقدر نهادينه شده اند!
آرزوي صبر (بر فراق او) دارم براتون!

دلم گرفته بود، آمده بودم كه بر صفحه شما تفعلي بزنم مگر حالم به شود! كه اين خبر رو ديدم!

پرده نشین گفت...

پانویس عزیز
تسلیت مرا به عنوان یک همراه بپذیرید.
از خداوند متعال برای ایشان شادی روح و مقام قرب و برای شما توفیق صبر جمیل مسئلت می نمایم...
امیدوارم شما فرزندی خلف و ولدی صالح برای آن مرحوم باشید و نام و خاطره عزیزتان را هماره زنده نگهدارید...

پانویس گفت...

ممنونم دوست و دوستان عزیزم.

ناشناس گفت...

جناب پانویس گرامی
برایتان صبر و توانی آرزو می کنم که بار غم این سفر بی وداع را تاب بیاورید.
سووشون

Fafa گفت...

هرچند غمه از دست دادن پدر در هیچ وجه و جمله‌ای نمیگنجه...

باری از خداوند متعال برای تو و خانواده محترمت صبر و آرامش مسالت دارم.

ما رو هم در غمه خودت شریک بدون پانویس جان.

ناشناس گفت...

ای ساکن جان من، آخر تو کجا رفتی؟ در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی؟

نه مرغ هوا بودی نه باد صبا بودی از نور خدا بودی در نور خدا رفتی

خواب کوتاه گفت...

جناب پانویس

با آنکه میدانم بر این امر اشراف دارید که مرگ آغاز زندگانی جاوید است و دیدگاه شما و روح وسیعتان ای ژدیده را به نوعی دیگر مینگرد اما باز غم فراق سخت و جانسوز است . امید دارم که روح وی قرین رحمات قرار گیرد و در کنار حق ارام گیرد و صبر هدیه و فدیه این سوگ هجران برای شما باشد .

moonlike گفت...

پانويس عزيز..تسليت مي گم خدمتتون.
روحشان شاد

مومنیان گفت...

سلام و عرض ادب

تسلیت پانویس عزیز

ghasemi گفت...

پروازش مبارك
ديدار نوشش باد

پانویس گفت...

ممنون از همهء دوستان.

جلال گفت...

تسلیت پانویس جان، جای بهتری رفتن.

ندااميرعلايي گفت...

چه دردناك است نگاه مانده به راه پدري كه مسافرش از راه نرسيد..حسرت اين آغوش آخر تا هميشه مي ماند..جناب پانويس از صميم دل با شما همدردي مي كنم
روحش شاد..

---

ممنونم، خانم امیرعلایی. محبت دارید.

قطره گفت...

پانویس عزیز ، عذر می خوام ، این پیغام برای پرما ست .

پرما جان ، لطفا برام ، آدرس ایمیل بذارید ، آدرستون درست نبود ....

ممنونم .

محمد گفت...

از صمیم قلب تسلیت میگم. خد اوند او را قرین رحمت خود کند و به همه ما در نبود عزبزانمان صبر بدهد.

توسکا گفت...

از صمیم قلب تسلیت میگم پانویس عزیز، آرزوی صبر برای شما و خانواده محترم دارم. روحشون شاد.

morteza deyanatdar گفت...

با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضي ميگه:
واین هم زبان حال و قال این پیر خسته خطاب به پانویس عزیز:

ترا من چشم در راهم
عصایم تکیه گاهم
درون سینه ام درد است و پر آهم
جبینم پر چروک است و سیه چرده
من و این درد جان کاهم
ولی با این همه داوود خوش الحان
ترا من چشم در راهم
ورای من همی دریا
ترا نادیده رفتم من نبودم هیچ در یا(شک)
ولی تنها
در این دریای بی پایان
هنوز ای منظر چشمم
توای خوبم توای ماهم
تو ای دل گیر و دل خواهم
پس از عمری بسی میمون و روز افزون
ترا من چشم در راهم

امیدوارم که این جسارت مرا ببخشید و چناچه ضعیف بود چشم پوشی کنید.

همین!!!

بهاره گفت...

تسلیت میگم آقای پانویس برای ایشان آمرزش و برای شما آرزوی صبر و سلامتی دارم

افشین گفت...

سلام پانویس عزیز
روحش شاد
برای شما آرزوی صبر دارم

morteza deyanatdar گفت...

با سلام و عرض ادب و احترام
مرتضي ميگه:
واین هم زبان حال و قال این پیر خسته خطاب به پانویس عزیز:

ترا من چشم در راهم
عصایم تکیه گاهم
درون سینه ام درد است و پر آهم
جبینم پر چروک است و سیه چرده
من و این درد جان کاهم
ولی با این همه داوود خوش الحان
ترا من چشم در راهم
ورای من همی دریا
ترا نادیده رفتم من نبودم هیچ در یا(شک)
ولی تنها
در این دریای بی پایان
هنوز ای منظر چشمم
توای خوبم توای ماهم
تو ای دل گیر و دل خواهم
پس از عمری بسی میمون و روز افزون
ترا من چشم در راهم

امیدوارم که این جسارت مرا ببخشید و چناچه ضعیف بود چشم پوشی کنید.

همین!!!

ارسال یک نظر

» ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس در قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ " نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید. سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.

» لطفاً مرتبط با مطلب، نظرتان را بنویسید و اگر سئوال یا پیامی غیرمرتبط با این مطلب دارید، از طریق ایمیل یا صفحهٔ تماس ارسال کنید.