دوشنبه ۷ دسامبر ۲۰۰۹

غایب



   چند روز پیش در معیت دوستان به ساحل زیبایی رفته بودیم. در راه برگشت، طبیعت و دار و درخت، رودخانه‌های آرام و هوای نیمه ابری همراه با نمی باران، حس‌شدنی و مجذوب‌کننده بودند.

   هنگام رانندگی، جوانی که در کنارم نشسته بود دائماً از مدل و قیمت ماشین‌هایی که از کنارمان عبور می‌کردند صحبت می‌کرد.


4 نظر نوشته شده دربارۀ این مطلب:

ناشناس گفت...

ma ke hamishe ghayebim az vagheiaat chekar konim...

علی پاداش گفت...

عجب پس حسابی داوود جان بهت خوش گذشت
راستی این رو ببین
http://aks.apd.ir/?page_id=21

shabdiz گفت...

غیبت فکر یعنی غیبت حسرت، ترس، نفرت، تیرگی، تکدر، حقارت، نیاز، خواستن و نخواستن و نتیجتا روان و بی گره بودن هستی انسان.
در غیبت فکر کنگره ها و دیوارهای تفرق از ذهن برخاسته و ذهن متصل به وسعت هستی گشته است. سبو با دریا یکی شده است و آن وقت این انسان در خسران با چه فکرهایی این کیفیت را مختل می کند.

مصطفی گفت...

هرگز حدیثِ حاضرِ غایب شنیده ای!!؟

ارسال يک نظر

ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس از قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ "نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید.
سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.
چنانچه مایل به دریافت پاسخ هستید، لطفاً ایمیل خود را با دقت ذکر نمایید.