پیغامی چند



حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند...

   مدتی است به بیماری شدید و مشغلهٔ مدید گرفتار آمده‌ام و فرصت و فراغت برای پرداختن به سایت و جلسات آنلاین شرح مثنوی و رادیو‌ها را از دست داده‌ام. از دوستانی که با پیام و ایمیل و تلفن جویای احوالم بوده‌اند، ممنونم.

   اگر عمری باقی بود و سلامتی، و دل‌ودماغی، به پای اینترنت برخواهم گشت. اگر هم نه، که هیچ.

۲۹ نظر:

امین گفت...

پانویس جانان سلام،
امیدوارم که صحتت بهترشده باشد
از خداوند کریم ورحیم آرزوی سلامتی وصحتمندییت را دارم.
خدا نگهدارد

عکاس باشی سابق گفت...

چی شده داوود جان نگران شدم

ناشناس گفت...

وای نه!
می شه بیشتر توضیح بدید که چی شده!
ما با شما این راهو شناختیم.
با هی زدن های شما این راه رو طی می کنیم.
نگرانیم.
بیماریتون چیه؟!!
جاتون خالیه

ناشناس گفت...

اقای پانویس عزیز
همیشه سلامت باشی

ساناز م. گفت...

آقای پانویس خیلی ناراحت شدم فهمیدم حالتان خوب نیست.
راستش را بخواهید حدس زده بودم برایتان اتفاقی افتاده باشد. با شما تماس خواهم گرفت تا اگر از دستم برایتان کاری بر می آید با کمل میل انجام دهم.
امیدوارم هرچه زودتر بهبودی کامل بیابید و ما باز هم صدایتان را در جلسات مولانا بشنویم.
شما بر زندگی من تاثیر بزرگی گذاشته اید و بهبودی زندگی مشترکم را مدیون شما می دانم.
ساناز

fafa گفت...

inshalah bar migardi roye site va dobare minevisi montazere neveshte haye ghashangeton hastam..omidvaram moshkeleton hal beshe va bimariton behtar besheh..

لیلا گفت...

سلام
امیدوارم هر چه زودتر حالتون خوب بشه. بی صبرانه منتظر شنیدن صدای گرمتان هستم.

سعیدی گفت...

انشاا... زود خوب شوید و برگردید
خبر خوبی نبود

ناشناس گفت...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

محمد گفت...

از صمیم قلب برایتان دعا می‌کنم.

تو بی رخ زرد من ندانم چونی...

پری سیما گفت...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
با آرزوی سلامتی و شادکامی

سارا گفت...

امیدوارم که بیماری جدی نباشه.برای سلامتیتون دعا میکنم استاد

محرم گفت...

دعا گوئیم

مهشید گفت...

متاسفم که بیمار شده اید
دعا می کنم براتون
زود خوب شید و برگردید
-:{@

ناشناس گفت...

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

...

ناشناس گفت...

بی خیاله سانسور عرفانی و اعتصاب،سلولهای خاکستری دق مرگ میشه اگه استاد پانویس عزیزش طوریش بشه.هرگز چنین دوستی را تجربه نکرده بود بی هیچ دیدار و بی هیچ چشمداشت اما این همه عمق؟!مگه میشه !؟ اما شده
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
باز آ که روی در قدمانت بگستریم

ناشناس گفت...

باسلام امیدوارم هر چه زودتر سالم و پر انرژی برگردین

ناشناس گفت...

با سلام امیدوارم هر چه زودتر سالم و پر انرژی برگردین

HOsssein گفت...

سلام انشالله بلا به دور باشه
ما تازه با سخنان "جانا سخن از زبان -که نه از دل-ما میگویی" شما آشنا شدیم.
انشاالله هرجا هستید موفق و سربلند و پیروز باشید.
نگران سلامتیتون هستیم.
حسین

shabdiz. m گفت...

امیدوارم هر چه زودتر حالتون خوب بشه.

padash گفت...

داوود جان چرا چیزی نمی گی چی شده من و حنانه خیلی نگرانت شدیم لطفا ایمیلی تماسی چیزی با ما بگیر!!

ناشناس گفت...

سلام آقاي پانويس عزيز
خيلي ناراحت شدم كه بيمارين و نميتونين جلسات آنلاين شرح مثنوي رو برگزار كنين. منتظر خبرنامه بودم كه ديدم هفته پيش نيومد اومدم تو سايتتون كه پست جديد رو ديدم. اميدوارم هر چه زودتر حالتون خوب بشه و مشغله و گرفتاريتون هم كمتر شه تا باز بتونيم از جلسات خوبي كه ميزارين استفاده كنيم.

ناشناس گفت...

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روز سحر..... گاه یک سنجاقک همه معنی یک زندگی است .کجائید

tabkom گفت...

آقا نباشه که جریان شیخ صنعان و لعبت زیباروی مسیحی باشه ؟!! البته نیاز باشه با کلیه مریدان یک مینی بوس دربست هر جا باشه در خدمتیم . اما گذشته از جسارت در مزاح این خیلی عالیه که بعد ازین همه وقت زحمت برای این کارها شما بتونی یکدفعه اعلام کنی که ممکنه ازین ببعد هیچ خبری نباشه .

پانویس گفت...

متشکر از همه دوستان برای احوالپرسی.

همینطور از دوستانی که ایمیل داده اند ممنونم.
اگر در دیر پاسخ می دهم عذر می خواهم. بزودی پاسخ ایمیلهای محبت آمیز دوستان را خواهم داد.

فعلاً که از بیماری ها جان بدر برده ام. تا ببینیم چه پیش می آید.

ناشناس گفت...

بشکرانه بازگشت سلامتی به وجود مبارک استاد پانویس عزیزجون وافعا میارزه سلولهای خاکستری چند بار سوسن خانم چشم عسلی را ازته دل بخونه

سوگند گفت...

خدا را شکر که خوب شده اید
انشا اله که زود بر می گردید
خوب هست که هستید

ناشناس گفت...

به به
خوشخبر باشی ای نسیم شمال...
دلم را شاد کردید
امیدوارم جلسات مولوی را برقرار نمایید
خیلی گرسنه ایم!!

ناشناس گفت...

آقای پانویس، متاسفم که بیمار شدید - من یکبار در جلسات شما شرکت کردم، و بسیار جالب بود - و لذت بردم، ولی مثل اینکه قدم ما شور بود! انشاآلله هر چه زود تر بهبود کامل یابید و جلسات را ادامه دهید. البته همانجور که متوجه هستید ما همگی فقط دلمان شور خودمان را میزند و مایلیم شما برگردید برای ما، حالا دیگه این برگشت چه به سر شما بیاورد برای ما مهم نیست. با وجود این برگردید، ما منتظریم. دلنویس.

ارسال یک نظر

» ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس در قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ " نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید. سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.

» لطفاً مرتبط با مطلب، نظرتان را بنویسید و اگر سئوال یا پیامی غیرمرتبط با این مطلب دارید، از طریق ایمیل یا صفحهٔ تماس ارسال کنید.