ابو زید



   بحکم نبود آفت برای بادمجان بم، هنوز زنده‌ام. سنگ کلیه و سرماخوردگی از طرفی، دوستان قدیم و دشمنان جدید از طرفی دیگر دست بدست هم دادند و صفایی بجانم.

  دوستی زنگ زده بود و احوالپرسی می‌کرد، گفتم تا دیروز عقلم پاره سنگ برمی‌داشت، امروز علاوه بر آن، کلیه‌ام!

   در این دو هفته، خبر ناگواری که شنیدم فوت نصر حامد ابو زید بود. قسمت بزرگی از دوران دانشجویی‌ به علاقه‌مندی به کتاب‌ها و مقالات وی گذشت. یادش بخیر.
 

۴ نظر:

fafa گفت...

inshalah hame chiz be zodi khob misheh baraton ..

مصطفی گفت...

روزگاريست كه ما را نگران مي‌داري / مخلصان را نه به وضع دگران مي‌داري


گوشه چشم رضايي به منت باز نشد/اين چنين عزت صاحب نظران مي‌داري

علي گفت...

زنده باد معلم كلاس درس . دلمون بد جوري هواي صداي گرم و نازنينتان را كرده .

ناشناس گفت...

ramin mamnoon

پست کردن نظر

» ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس در قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ " نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید. سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.

» لطفاً مرتبط با مطلب، نظرتان را بنویسید و اگر سئوال یا پیامی غیرمرتبط با این مطلب دارید، از طریق ایمیل یا صفحهٔ تماس ارسال کنید.