"عشق"



 
ملا نصرالدین از شخص زشت‌رویی پرسید: "اسمت چیست؟"

آن شخص گفت: "آدم."

ملا گفت: "خدا پدرش را بیامرزد که این اسم را روی تو گذاشت. وگرنه با این قیافه از کجا می‌فهمیدیم که تو آدمی؟"

۶ نظر:

morteza deyanatda گفت...

باسلام وعرض ادب واحترام
مرتضی میگه:(البته از قول شاعر)
آدمی درعالم خاکی نمی اید بدست
عالمی دیگر بباید تاکه ازنوآدمی

fafa گفت...

معنیه عشق و آدم را فهمیدم بالاخره چه جالب بود!

ناشناس گفت...

چند روز پیش BBC یه برنامه مستند از جانداران نشون میداد , حشره ای را با بزرگنمائی زیاد نشون میداد و زندگیش و نحوه شکار کردنش و اینکه چقدر در طبیعت رنگ عوض میکنه تا بتونه راحت تر شکار کنه اینقدر چهرش ترسناک بود و بیرحمانه شکار میکرد که من فکر کردم که چقدرخوبه که اینقدر کوچیکه و ما نمیتونیم به این بزرگی ببینیمش چون تو قد وقواره خودش از چشم ما دوست داشتنیه .

ناشناس گفت...

بنظر من ارزش دارد صورت مسئله را پاک کنیم یعنی همه آدمها بمیرند تا این دو نفر بتوانند همدیگر را دوست بدارند مگر به خاطر بودن من و تو نیست که این دو اینطور به هم خشم گرفتند حداقل یکبار هم که شده این کره خاکی لگد کوب خیال طعم محبت واقعی را نه در اساطیر و رمانها که بین دوانسان می چشد .
اما خوب این یکی زیباست:
بمیریم بمیریم براین نفس بمیریم
بر این نفس چو مردیم همه عشق پذیریم

قطره گفت...

عکس این پست رو دیدم و خواستم بگم که :

این نگاههای بیگانه و پر از حسرت و خشم و شاید نفرت ، ارمغان زنجیری است که انسانها رو به نوعی وابسته ی هم ( بهتراست بگویم پا بسته ی هم ) می کنه . ( انسان با هویت فکری)

مثل پرنده ای که پاشو بستند به پرنده ی دیگر ...
و شاید دو جنس پرنده ی متفاوت ...

هر دو آرمانهایی برای پرواز دارند ولی چون از یک جنس نیستند ، یکی به سویی می پرد و دیگری به سوی دیگه .

و آداب و آیین و رسوم و باید ها و نباید ها تعیین کرده اند که این دو باید تا همیشه ی عمرشون با هم باشند به خاطر سندی که به نامشان امضا شده در گذشته ای دور و اکنون شاید زنجیری از زنجیرهای عاطفی مثل کودکان نیز بیشتر آنها را به هم میبندد .

این عکس مال کسانی است ، در زمانی که پر از هویت فکری است و ذهنشون درگیر خاطرات گذشته ای است که از همدیگر دارند.

تصور کنید انسانی رها را که در گیر هیچ هویتی نیست . حتی اگر زنجیر هایی به پایش باشد ، اگر بدون هویت شود آزاد است و نگاهش این گونه پر از حسرت و خشم و نفرت نخواهد بود !!!

.

و زمانی که " عشق مطلق " جاری می شه و انسان بی هویت می شه هیچ خاطره ای از هیچ کس در ذهن نیست که به خاطر اون خاطرات نامطلوب انسان کینه ای از دیگری به دل داشته باشد ...

و اون " آدم ازلی و فطری دیده می شه با نگاهی زیبا و وصف ناپذیرررررررررررررررررررررررررررر...

پانویس ، عکس یک زوج در زمانی که بدون هویت فکری هستند ، رو هم بذارید لطفا .....

لبخند .....
...........

ناشناس گفت...

یعنی:

خدا پدر مردم را بیامرزد که اسم روابط انسانی را "عشق" گذاشته اند. وگرنه با این قیافه و وضعیتی که روابط انسانها دارد ما از کجا می توانستیم بفهمیم که این "عشق" است؟!!!!!

ای ولله!!

پست کردن نظر

» ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس در قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ " نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید. سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.

» لطفاً مرتبط با مطلب، نظرتان را بنویسید و اگر سئوال یا پیامی غیرمرتبط با این مطلب دارید، از طریق ایمیل یا صفحهٔ تماس ارسال کنید.