کی!؟

  
 
   می‌گویند ترانه‌ها تجلی حرف دل مردم است، بخصوص ترانه‌هایی که محبوب می‌شوند و باصطلاح گل می‌کنند. بگمانم درست می‌گویند. هم ملودی‌های ترانه‌ها بنوعی نشان‌دهندهٔ وضعیت روحی کلیت جامعه است و هم اشعاری که در دوره‌ای بخصوص مورد توجه و رویکرد مردم قرار می‌گیرند.

   دیروز بحسب اتفاق ترانه‌هایی بگوشم خورد که در کودکی در محیط خانه‌مان پخش می‌شد. مادر و دایی‌ها این ترانه‌ها را گوش می‌دادند. سوای sensation نوستالژیک خاص خودش، موضوعی بنظرم رسید. اول این ترانه را گوش کن:



.: دانلود مستقیم فایل صوتی :.


   "یاد قدیم‌ها بخیر"، "قدیم‌ها چقدر خوب بود"، "قدیم‌ها مردم چقدر باصفا بودند، با هم خوب و مهربان بودند" و  نظیر این جملات را همهٔ ما امروز‌ها هم می‌گوییم و می‌شنویم. برایم جالب است که قدیم‌ها هم آه و افسوس قدیم‌ترها را می‌خورده‌اند! همانطور که دوست عزیزی دیروز می‌گفت، ظاهراً تا بوده همینطور بوده و ما خبر نداشته‌ایم.

   جداً‌ که حکایتی‌ است زندگی آدمیزاد! در گذشته حسرت گذشته‌ترها را می‌خورده‌ایم و الآن هم حسرت گذشته را و فردا هم لابد حسرت امروز را! از طرف دیگر هم مجذوب حرف‌ها و وعده‌های سیاستمداران و اصلاً‌ وعده‌های خودمان دربارهٔ آیندهٔ بهتر هستیم. امید به آینده و اینکه "آدم به امید زنده است" و اینجور حرف‌های... چی بگم والله!

   فقط نمی‌دانم کی قرار است ما آدم‌ها زندگی کنیم!
 

چند خبر




  عرض شود که خیلی از ایمیل‌هایی که دریافت می‌کنم سئوالاتی مشترک و یا شبیه به هم هستند. در این یادداشت سعی می‌کنم تیتروار به اینگونه ایمیل‌ها جوابی دهم و همینطور چند خبری هم حول و حوش جلسات آنلاین عرض کنم. اگر به تک تک ایمیل‌های دوستان نمی‌توانم پاسخ دهم، مثل همیشه معذورم.

۱. در رابطه با برنامهٔ دوچرخه‌سواری سال آینده در اروپا به مدیریت آقا رضا که قبلاً هم مطلبی نوشته بودم(اینجـا)، ایشان ایمیلی  همراه با فایل pdf فرستاده‌ است. در این ایمیل اینطور نوشته‌اند: "خیلی‌ها درباره لوازم مورد نیاز برای این سفر پرسیده‌اند و به همین دلیل بنده لیست کوچکی با لوازمی که به فکرم می‌رسید رو نوشته‌ام". فایل pdf  مورد نظر را از اینجـا می‌توانید دریافت کنید.

۲. آقا رضا چند بخش دیگر از کتاب "شادمانی خلاق" جیدو کریشنامورتی را خوانده‌اند و بتازگی روی سایت کتاب‌های صوتی خودشناسی قرار داده شده است. توصیه می‌کنم این کتاب صوتی را گوش کنید. اینجـا.

۳. دوست عزیزم جناب منصور بنانی که مدتی هم برنامه‌های شرح مثنوی در جلسات آنلاین داشتند، شروع به وبلاگ‌نویسی کرده‌اند. با مراجعه به این آدرس می‌توانید مطالب ایشان را بخوانید و عضو وبلاگشان شوید. ایشان قول داده است بزودی مطالب جالبی در مورد "خنده" ارائه کنند.

۴. سید مهدی عزیز مطلبی کوتاه دربارهٔ "سمفونی مولانا ساخته هوشنگ کامکار با صدای علیرضا قربانی و اجرای ارکستر سمفونی جوانان شهر دوسلدرف آلمان براساس یکی از غزلیات مولانا" نوشته‌اند و ارسال کرده‌اند. این مطلب را از این لینـک می‌توانید دریافت کرده و بخوانید.

۵. دوستانی که سئوالاتشان را در یادداشت "زلف پریشان" مطرح نکرده بودم، بزودی یا در همینجا خواهم نوشت یا در جلسهٔ آنلاین شماره ۱۳۸ (دو هفته بعد) جواب خواهم داد. مطمئن باشند فراموش نکرده‌ام!

۶. به پیشنهاد هومن عزیز می‌خواهیم فهرست موضوعی از جلسات شرح مثنوی و همینطور صحبتهای آقای مصفا تهیه کنیم. فعلاً در حال آماده‌سازی برنامه‌ای برای این کار هستیم. اما عجالتاً هر کس در حال گوش دادن به فایل‌های صوتی است، می‌تواند بکمک قلمی و کاغذی موضوعاتی را که در فایل صوتی در حال گوش دادنش مطرح می‌شود را بنویسد و برای من ایمیل کند. مثلاً اینطور: زیرکی – ۱۸ – masnaw15b  (یعنی موضوع "زیرکی" در دقیقهٔ ۱۸ فایل صوتی masnawi15b ). به اینصورت با همکاری همگی، پس از مدتی می‌توانیم فهرست خوبی از موضوعات مطرح شده داشته باشیم.

۷. دوستانی که ایمیل می‌دهند و درخواست  CDهای آرشیو جلسات شرح مثنوی را می‌کنند، همانطور که در خبرنامه‌ها هم آمده (و دقت نمی‌فرمایید!)، تا اطلاع بعدی CD ها را نمی‌توانیم در اختیار قرار دهیم. اما تمامی فایل‌ها را می‌توانید از صفحهٔ آرشیو دانلود کنید.

۸. دوستانی که دربارهٔ کتاب‌های آقای مصفا سئوال می‌پرسند، همانطور که در سایت ایشان هم اعلام شده تا اطلاع بعدی فروش این کتاب‌ها متوقف شده است. اما می‌توانید از سایت کتاب‌های صوتی خودشناسی آنها را دریافت کنید. لینک این سایت در قسمت پیوندها (بالای صفحه، سمت راست) آمده است.

   جدید: بعد از نوشتن این یادداشت، امین عزیز در آلمان اطلاع داد که تألیفات محمدجعفر مصفا را از این آدرس توانسته است تهیه کند: 
Aida Orient books
Universitätsstr.89
D- 44789 Bochum
Tel: +49-0234-9704804
Fax:+49-0234-9704803
E-Mail: aidabook@freenet.de
   دوستانی که در آلمان هستند می‌توانند از این طریق اقدام کنند.
 
   همچنین همانطور که در جلسهٔ ۱۳۷ اعلام کردم دوستان خارج از ایران که در شهر و کشور محل سکونتشان کتابفروشی دارند می‌توانند با بنده تماس بگیرند تا برای ارسال کتاب‌های محمدجعفر مصفا از ایران هماهنگ کنیم.

۹. دوستانی که دربارهٔ غزل شماره ۱۳۱۶ مولانا، "رو رو که نئی عاشق.."، و معنی "میمک" و "دالک" پرسیده‌اند، این غزل در جلسهٔ آنلاین پس‌فردا شرح خواهد شد، جلسهٔ شمارهٔ ۱۳۷.

۱٠. دوستانی که جلسات شرح مثنوی را یک خط در میان گوش کرده‌اند و یا از جلسات اخیر همراه شده‌اند، مکرراً  و مؤکداً عرض می‌کنم که حتماً فایل‌ها را از ابتدا گوش کنید. صحبتها طوری تنظیم شده‌اند که سئوالاتی که در این راه برایتان پیش می‌آید بمرور و طبق توالی و روال جلسات، مطرح شده‌اند و دربارهٔ آنها صحبت شده است. بسیاری از داستان‌ها و مطرح کردن آنها در حقیقت پاسخ به همین سئوالاتی است که برای فرد طی خودشناسی پیش می‌آید.

والسلام.

"عشق"



 
ملا نصرالدین از شخص زشت‌رویی پرسید: "اسمت چیست؟"

آن شخص گفت: "آدم."

ملا گفت: "خدا پدرش را بیامرزد که این اسم را روی تو گذاشت. وگرنه با این قیافه از کجا می‌فهمیدیم که تو آدمی؟"

روانشناسی حیوانات


  
 
  قسمت بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی‌ام را با حیوانات دمخور بوده‌ام. پیش می‌آمد در طی یک روز، ساعت‌ها به رفتار آنها دقت می‌کردم. حتی آزمایش‌های زیادی هم روی نحوهٔ رفتارشان در موقعیت‌های گوناگون انجام می‌دادم.

   یکی از چیزهایی که از این آزمایش‌ها و بررسی رفتار حیوانات یاد گرفتم و بعنوان معیاری برای شناخت انسان‌های یک شهر بکار می‌برم، سنجیدن میزان آرامش یا عصبیت آدم‌های شهر از روی نحوهٔ رفتار و برخورد حیوانات با خودم است.

  انسان‌ها در ارتباط با همدیگر خیلی زیرکانه می‌توانند نیات اصلی خود را پنهان کنند اما در رابطه با حیوانات صادقانه‌ عمل می‌کنند. اگر عصبی باشند با آنها عصبی و اگر آرام باشند، آرام رفتار می‌کنند. (که البته این امر، علتی دارد.)

   بر پایهٔ همین اصل ساده، از کودکی هر وقت به شهری سفر می‌کرده‌ام، اول به طرف پرنده‌ها و گربه‌های آن شهر می‌روم. توجه می‌کنم که آیا از من می‌ترسند و فرار می‌کنند یا نه. اگر زود دربروند، می‌فهمم مردم آن شهر انسان‌های آرامی نیستند و پرتنش‌اند. و اگر پرنده‌ها و گربه‌ها زیاد از من نترسند، پی به آرامش مردم آن شهر یا روستا می‌برم.

بالشتک مولانا




.: دانلود مستقیم فایل صوتی :.

   مسعود جان سلام. انشالله که حال و احوال خوب است و روبراه هستی. آقا در مورد صحبت تلفنی چند روز پیش راجع به طرح اقتصادی‌ و business و اینکه گفتیم ایجاد پروژه‌ای اقتصادی در آمریکا یا اینترنت باید خیلی سودآور باشد، ایده‌ای بکر بنظرم رسیده است.

   بگذار از اصل و ریشهٔ این طرح برایت بگویم که خوب در جریان باشی. چند سال پیش در یکی از نمایشگاه‌های قرآن که هر سال ماه رمضان در تهران برگزار می‌شود، دیدم تبلیغ "بالشتک قرآنی" می‌کنند. خیلی کنجکاو شدم و رفتم جلو ببینم چی هست. داخل بالش خواب، ضبط صوت گذاشته بودند که نوار قرآن پخش می‌کرد و در توضیحات این محصول نوشته بودند که "طبق فلان اصول روانشناسی می‌توان از قدرت ضمیرناخودآگاه درهنگام خواب استفاده کرد و آیات قرآن را حفظ کرد، این شیوه برای یادگیری زبان انگلیسی هم کاربرد دارد. طراحان حفظ قرآن در خواب هم همين شيوه را دست‌مايهٔ کار خود قرار داده‌اند."