راشل اهل فیلیپین است و در بیمارستان کار میکند. یکی از همکارانش که اتفاقاً او هم اهل فیلیپین بود دو سه ماه پیش از دنیا رفت و همسر بیوهٔ او گاهگاهی به بیمارستان میآید و از همکارهای همسر مرحومش طلب دلجوئی مادی میکند! و همکاران هم کم و بیش نظر لطفی به او دارند.
راشل خودش را میخورد که "چرا هر ماه این زنیکه بلند میشه میاد اینجا، آخه؟ آبروی ما فیلیپینیها را جلوی همه میبرد."
راشل خودش را میخورد که "چرا هر ماه این زنیکه بلند میشه میاد اینجا، آخه؟ آبروی ما فیلیپینیها را جلوی همه میبرد."












