یادی از دوست



   روزگاری که مشغول به تحقیق و تفحص در عرفان و خودشناسی و خل‌بازی‌هایی مثل هجرت از شهر و ماندن در کوه و بیابان بودم، همراه و یار غاری داشتم که بسیار با هم اخت شده بودیم و همه‌جا با هم بودیم.
  
   حدود یک سال و نیم پیش محمود عمرش را داد به شما.

   آنچه در فایل زیر آمده است، نوشته‌های جسته گریختهٔ اوست که گهگاهی بروی وبلاگش می‌نوشت با نام مستعار nobody.


چند روز پیش از سر اتفاق به ایمیلی از او برخوردم که تابحال متوجه‌اش نشده بودم. بهرحال، نوشته‌هایش را برداشتم و همه را یکجا در این فایل آورده‌ام. شاید گاهی بعضی از مطالبش را در سایت پانویس نقل کنم.

4 نظـر:

بیتا گفت...

فوق العاده زیبا هستند.من ارتباط معنوی خاصی با این نوشته ها برقرار میکنم.واقعا دوست فرزانه ای داشتید.کاش منم میتونستم یه همچنین دوستی داشته باشم.چقدر دنیام زیباتر می شد.این روزها همه غرق در مادیاتند.

ناشناس گفت...

روحشان شاد.

من تمامی متنشان را خواندم و افسوس می خورم که چنین انسانی دیگر نیست که بنویسد.

ناشناس گفت...

خوندن و شنیدن تجربیات دیگران برای افرادی مثل من که نسبتا تازه با مباحث خودشناسی آشنا شده اند خیلی مفید هست.
مطالعه فایل بالا هم برای من مفید بود. ممنون
در ضمن حیف که ایشان رفتند

fafa گفت...

roheshan shad bad. ensan khob kam peyda misheh.

ارسال يک نظر

» ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس در قسمت "نظر به عنوان" گزینهٔ " نام/آدرس اینترنتی" را انتخاب کرده و نام خود (یا نامی مستعار) را بنویسید. سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.

» لطفاً مرتبط با مطلب، نظرتان را بنویسید و اگر سئوال یا پیامی غیرمرتبط با این مطلب دارید، از طریق ایمیل یا صفحهٔ تماس ارسال کنید.